مار ناقلا آن مهمان نا خوانده در یکی از روزهای گرم تابستان دنبال یه جای خنک می گشتم که کمی چرت بزنم .آهان پیدا کردم کنار اون درخت هم سایه است و هم خنکه. بغل اون در خت پارک می کنم  .شیشه رو هم باز می زارم باد هم که میاد از پشه  و مکس هم خبری نیست بهترین جا برای استراحت همین جاست یه دو ساعت بخوابم خستگیم در میاد
     .......    مار ناقلا آن مهمان نا خوانده کامیونم رو کامل چسباندم به  شاخه های درخت مواظب بودم که آینه ها یم با شا خه ها  برخورد  نکنه بشکنه شیشه رو پایین دادم . رفتم تو کابین بخوابم که.....   تو این مدت که من خواب بودم یه مار نا قلا از شاخه های درخت بیا برو تو کامیون ما زیر صندلی شاگرد بگیر بخواب ..... یه دو ساعتی خوب خوابیدم بیدار که شدم رفتم  اطراف ماشین یه دوری زدم  تا لاستیک هار رو نگاه کنم بسم الله گفتم و  حرکت  کردم  اصلا فکرش رو هم نمی کردم  که یه مار اومده تو ماشینم. لحظه ای که  از یه تریلی در حال سبقت گرفتن بودم همین که خواستم  دنده بدم کلاچ رو  که گرفتم دیدم پام با  یه شی نرمی بر خورد کرد نگاه که کردم دیدم وای یه مار.....وای مار .. چی کار کنم این ماره از کجا اومده تو ماشین  از ترس یه دفعه نفهمیدم بی اختیار ترمز گرفتم و فرمان رو چر خاندم و کامیونم از جاده منحرف شد و نهایتا واژگون شد ... وقتی که جریان چپ کردنم رو به راننده های قدیمی که برای کمک کردن من اومده بودن  تعریف می کردم .  با کما ل تعجب به  من می گفتن جوان عزیز چرا زیر در خت با شیشه باز خوابیدی نمی دونستی   جک وجونور میره تو ماشینت این باشه درس عبرت که زیر سایه درخت ماشینت رو به در خت و شاخه هاش نچسبانی  به شما هم توصیه می کنم زیر درخت با شیشه باز نخوابید در ضمن مراقب جادر زدن زیر در خت ها باشید این مار ناقلا دفعه بعد معلوم نیست از کجا سر در بیاره ادمه دارد .......