گرمای داغ بیرون وقتی با هوای موتور از لای گرد گیر فرمان دنده میاد داخل همراه خستگی ها و دغدغه دوری از خونه و تماس های دختر کوچیک ام منو بیشتر دلتنگ می کنه
انگاری گناه های ما در این دنیا با گرمای داخل بنز می خواد پاک بشه و جهنم همین جا برای ماست خدا کنه اون دنیا حداقل یه کابین خنک با رفاه اسایش گیر ما بیا خخخخخ
اگه همه جاده ها دل نوشته راننده ها می شد یه چیزی رو نمی شد ازش گذشت و مثل تابلوها در هر ده کیلومتر تکرار می شد
بریدم و عشق و علاقه در جوانی جا ماند
هرز گاهی یه ماشین جدید با راننده جوان که یه تی شرت زرد پوشیده صورت هم شش تیغ با غرور از کنام رد میشه یاد گذشته خودم می افتم
الان ماشین ها اتومات و پیشرفته شدن ولی چیزی که سرجاش مونده استرس هستش هیج خودرو سازی نمی تونه این گزینه رو از راننده بگیره و جزو اپشن ماشینش محسوب کنه